امروز: چهارشنبه 23 آبان 1397 برابر با 14 نوامبر 2018

آخرین خبرها

ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود

  • چهارشنبه, 16 آبان 1397
  • اندازه نوع خط کاهش اندازه نوع خط افزایش اندازه نوع خط
ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود http://mashhadomran.ir

ماشین که ازجاده ملک آباد می گذشت، نزدیک ایستگاه صلواتی جوادالائمه رحل شترها و اسب ها خود نمایی می کرد.جاده را که پیچیدیم و در مقابل ایستگاه توقف کردیم.


خادمان زائران را برای پذیرایی و استراحت ، راهنمایی می کردند و ورودی ایستگاه پر بود از زائرانی که راه دور آمده بودند و حالا می خواستند لختی در این ایستگاه آرام بگیرند ودوباره به سمت مشهد الرضا حرکت کنند.

به طرف شترها و اسب هایی که رحل اقامت افکنده بودند، رفتم...

مردم و بچه ها اطراف شترها و اسب هایی که با عکسها و نقشها و پارچه های سبز تزیین شده بود،جمع شده بودند تا عکس و فیلم بگیرند.

ساروان نشسته بود، دعوتش کردم تا از قصه شترها در مسیر زائران پیاده حضرت ضامن آهوبرایم بگوید.

ولی محمدی،شتربان آنها بود که در گپ و گفتی برایمان گفت:20 سال است درراه نیشابور و مشهد برای اعلام محرم و دهه اخرصفر و شهادت امام رضا(ع) می آید چون این شترها نذرهیات های استان خراسان رضوی است و 15 سال است که برای آستانقدس رضوی همراه با شترها و اسبها برای خوشامد گویی زائران امام رضا(ع) به منزل آباد می رود..

و امسال بعد از 15 سال، دوباره شترها و اسبهایش را پیاده به مشهد آورده است..

ساروان درباره کراماتی که از امام رضا(ع) با این کاروان پیاده شترها دیده است،گفت: سال اول که با همین شترها در مسیر مشهد بودیم در ملک آباد که خادمان حرم امام رضا(ع) به زائران خوشامد می گفتند، خادم پیری ناگهان از هوش رفت و وقتی به هوش آمد شرح ما وقع را پرسیدند، نقل کرد که امام رضا(ع) را روی شترسفید دیده که به زائران پیاده خوشامد می گفته است.

شتربان درادامه تعریف کرد و گفت: سال دوم که به ملک آباد رسیدیم ، مردم ملک آباد برای شترها و اسبها آب و آذوقه آوردند و زنی که بچه فلجی داشته آمده گفته شیرشتر برای بچه اش می خواهد، و در کمال ناباوری،شتری که شیرش خشک شده بود، یک پارچ شیر داد تا به فرزند معلول آن زن برسد...

حوالی ظهرشده بود و شتربان داشت شترها و اسبهایش را راهی می کرد که به سمت مشهد برود..

کاروان شترها، به سمت پایتخت دلها حرکت می کرد و کاروان زائران پیاده نیز هم...

خورشید غروب می کرد و زائران به شوق زیارت و با آرزوهایی بر لب و اشکی در چشم،قدمهایشان جاده را به هروله طی می کردند..

شبنم مقدم

منتشر شده در یادداشت
کد خبر: 3144

ارسال نظر

کادرهایی که با علامت (*) مشخص شده اند وارد کردن اطلاعات در آنها الزامی می باشد. کد HTML مجاز نیست.

سرتیتر آخرین خبرها در مشهد عمران

با ما در تماس باشید