صنعت ساختمان در کشور با چالشهای عمیق ساختاری مواجه است. وضعیت نامطلوب اشتغال در این حوزه و پدیده رکود تورمی، فشار قابلتوجهی بر کلیه فعالین این عرصه وارد نموده است. شایان ذکر است که عدم رویارویی صریح با این واقعیات، تنها موجب تعمیق بحران گردیده و درنهایت، پیامدهای اجتنابناپذیری را به همراه خواهد داشت.
نمونه عینی این امر را میتوان در عدم اجرای صحیح بسیاری از قوانین و آییننامهها مشاهده نمود که در نهایت به بروز حوادث تلخ و خسارات جانی منجر شده است.
معضل اجرای مقررات: تحلیل علل ناکامی الزاماتیکی از محورهای اصلی بحث، معضل اجراییشدن مقررات، بهویژه “مبحث نوزده” مقررات ملی ساختمان در خصوص بهینهسازی مصرف انرژی و الزام نصب نیروگاههای خورشیدی بود. اگرچه اراده دولت در سطح عالی برای پیگیری این امر وجود دارد، اما علیرغم این اصرار، شاهد تحقق گسترده آن نیستیم.
دلیل بنیادی این ناکامی را میتوان در عدم تطابق این الزامات با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی جاری دانست. هنگامیکه برای سازنده یا سرمایهگذار، توجیه اقتصادی و مشوق ملموسی جهت اجرای این الزامات در نظر گرفته نشود، طبیعی است که با مقاومت و عدم استقبال مواجه گردد.
موفقیت مقررات در گروی هماهنگی با بستر اقتصادی یا وجود مشوقهای کارآمد است که متأسفانه در حال حاضر بهصورت کامل فراهم نیست.
انرژی خورشیدی: از پتانسیل بالا تا موانع داخلیجمهوری اسلامی ایران با برخورداری از منابع غنی سوختهای فسیلی و همچنین پتانسیل بسیار بالای تابش خورشید، امکان قابلتوجهی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه انرژی خورشیدی در اختیار دارد. از منظر فناوری نیز این حوزه به سطحی از بلوغ و در دسترس بودن رسیده است.
تجربه عملی در زمینه بهرهبرداری از نیروگاههای خورشیدی خرد مقیاس، گواهی بر امکان درآمدزایی پایدار از این طریق است.
با این وجود، پرسش اصلی اینجاست که چرا با وجود این پتانسیلها، شاهد استقبال گسترده نیستیم؟ پاسخ را باید در موانع اقتصادی جستجو کرد؛ هزینه سرمایهگذاری اولیه نسبتاً بالا و عدم توجیه اقتصادی کافی برای بسیاری از متقاضیان در شرایط کنونی، از یک سو، و پایین بودن قیمت حاملهای انرژی سنتی در کشور که انگیزه جایگزینی را کاهش میدهد، از سوی دیگر، از جمله اصلیترین این موانع محسوب میشوند.
راهبرد پیش رو: گذار از اجبار به ترغیب و ایجاد مشوقبرای خروج از وضعیت موجود، ضروری است راهبرد کلان از اتکای محض بر ابزارهای دستوری و آمرانه، به سمت طراحی و استقرار نظام هوشمند مشوقها و ایجاد جذابیتهای اقتصادی تغییر یابد. شهروندان و فعالین اقتصادی میبایست منافع ملموس و مستقیم اقدامات پیشنهادی را به وضوح درک نمایند. به عنوان مثال، تبیین این موضوع برای مالکین که از طریق نصب نیروگاههای خورشیدی میتوانند نهتنها هزینههای جاری ساختمان را حذف یا کاهش دهند، بلکه به درآمدی پایدار دست یابند، میتواند تحولآفرین باشد.
در این راستا، توسعه ساختمانهای موسوم به “سبز” یا “ساختمانهای با شارژ صفر” میتواند به یک مزیت رقابتی و برند متمایزکننده تبدیل گردد. بدیهی است موفقیت در این مسیر، مستلزم بومیسازی و تطبیق راهکارهای جهانی با مختصات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است.
سخن پایانی: ضرورت عزم جمعی و ارادهای فرابخشیدر خاتمه، غلبه بر چالشهای پیشرو تنها در سایه عزمی راسخ و همکاری همهجانبه نهادهای حاکمیتی، نظامهای مهندسی، بخش خصوصی و آحاد جامعه محقق خواهد شد. دولت با ایجاد بسترهای حقوقی و اعطای مشوقهای واقعی، نظام مهندسی با نظارت فنی و ارائه راهکارهای عملیاتی، و سرمایهگذاران و مردم با پذیرش و بهکارگیری فناوریهای نوین، هر یک سهمی حیاتی در این مسیر ایفا میکنند.
بیتردید، ما در آستانه یک تحول اساسی در حوزه انرژی قرار داریم و تدبیر و برنامهریزی هوشمندانه میتواند این چالش بزرگ را به فرصتی تاریخی برای نیل به توسعه پایدار ملی مبدل سازد.
به قلم امین وطن پور
معاون کمیتههای خانه همافزایی انرژی و آب