چهارمین ساخته بلند سینمایی احمد مرادپور فیلمساز اکنون دیگر با تجربه در سینمای ایران در واقع اولین تجربه حرفه ای او در ساخت اثری بر مبنای یک موضوع مهم و اجتماعی روز است.
فیلم سازی که در گذشته چه در آثار سینمایی و چه در تولیدات تلویزیونی اش بیشتر به سینمای دفاع مقدس وفادار بود، در کارواش برای نخستین بار به سراغ مسئله حساس ومهم پولشویی به عنوان یک معضل اجتماعی روز رفته است،معضلی که علی الخصوص در سالهای اخیر ضربات جبران ناپذیری به بدنه اقتصادی کشور وارد آورده و باعث ایجاد شبکه ای بزرگ از فساد و رانت مالی به ظاهر مشروع در سطح جامعه شده است.
نفس عمل فیلمساز در پرداختن به این موضوع مهم قطعا قابل تحسین است ولی فیلم به دلایل مختلف از جمله ضعف در فیلمنامه، شتاب زدگی در اجرا و عدم انسجام در پرداخت، در نهایت به اثری صرفاً شعاری تبدیل شده که بیشتر یادآور درامهای دادگاهی و حوصله سربر تلویزیونی است،فیلمی که در حد و اندازه سینما نبوده و گویی به زور به بدنه سینما تزریق شده است.
در بخش فنی فیلم از ناحیه تدوین دچار مشکلات عدیده ای شده که ضربات جبران ناپذیری به ایجاد حس تعلیق در فیلم زده است، قطعاً بخشی از این مشکل به خاطر شتاب زدگی رسیدن فیلم به زمان جشنواره است که امیدواریم در زمان اکران عمومی با دقت بیشتر و حوصله مضاعف مرتفع گردد ولی اساساً تدوین فیلمهایی با موضوعات تعلیقی نیازمند کات ها و جام کاتهای خاص است که فیلم فقط در نیم ساعت اول آن را رعایت کرده و پس از آن دچار یکنواختی و ضعف آشکاریست علی الخصوص در بعضی از کاتها تماشاگر در زمان فید شدن باید چند ثانیه گیج و گنگ منتظر بماند تا تصویر مجدد به حرکت درآید.
احمد مرادپور کارگردانی که قبل از این در ساخت فیلمهای اکشن و حادثهای سینمای دفاع مقدس از جمله رنجر توانسته بود ضرباهنگ یک فیلم حادثهای را برای یک زمان ۹۰ دقیقهای در حدی معقول یک دست نگه دارد در فیلم کارواش که از جهت نامگذاری به فیلم قبلی او کارو نیز شباهت املایی جالب توجهی نیز دارد کاملاً منفعل عمل نموده است.
ضرب آهنگ فیلم کارواش به استثنای همان نیم ساعت اول کاملاً خنثی بوده که تماشاگر در باقی لحظات فیلم فقط لحظه شماری میکند تا زمان بگذرد و عنوانبندی پایانی از راه فراررسد .
فیلم کارواش در بخش بازیگری نام طیف گستردهای از بازیگران با سابقه را در عنوان بندی یدک میکشد به گونه ای که حتی در نقشهای کوتاه و کم اهمیت نیز گاهاً از بازیگران شناخته شده ای مثل امیر غفارمنش استفاده کرده است اما متاسفانه این حربه نیز نتوانسته مشکل اساسی فیلم را حل نماید امیر آقایی اگرچه بازی روان و یک دستی در این فیلم دارد اما بازی او و تیپی که برای اش انتخاب شده کاملاً مشابه نقش آفرینی او در مجموعه شبکه نمایش خانگی آقازاده است و تلاش های وی چیز جدیدی را به تماشاگر ارائه نمیکند، بازیگران شناخته شده ای چون حسین محجوب، پانتآ پناهیها و امیر حسین صدیق در نقشهایی کاملاً کلیشه ای و شعاری بازی کرده اند نقشهایی که البته شاید یک نابازیگر میتوانست خیلی بهتر آن را ایفا نماید ، در این میان حسین محجوب بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینما که سابقه بازیهای درخشان اش در فیلمهایی چون مادیان و رنگ خدا را یدک میکشد انتخابی کاملاً نامناسب بوده و لحظات بازی اش بیشتر آزاردهنده است، شاید پرویز فلاحی پور تنها هنرپیشه است که روانتر از سایر پیشکسوتان در نقش خود ظاهر شده و آن هم به این خاطر است که نقش را اصلاً جدی نگرفته . حسین مهری بازی یک دست و روانی دارد و به خوبی از ایفای نقشی که به او سپرده شده برآمده و شاید اگر فیلمنامه مجال بیشتری به او جهت تبدیل شدن این کاراکتر به یک تیپ کارآگاهی میداد میتوانست یکی از امیدهای کسب نامزدی جایزه نیز باشد،خاطره اسدی اما به نوعی بهترین بازیگر کارواش است هنرمندی که حضوری با صلابت و تاثیرگذار در دقایق کوتاه و آغازین این فیلم دارد. او به درستی نقشش را درک کرده و در تمامی پلان های حضورش قدرت بازی خود را به رخ دیگران میکشد.
در مجموع باید جسارت کارگردان در انتخاب این مضمون مهم و تلاشش جهت ارائه تصویری از این مافیای بزرگ شکل گرفته در سطح جامعه را ستود، هرچند ضعفهای آشکار فیلمنامه و مشکلات عدیده در پرداخت نهایی، کارواش را به اثری تک بعدی تبدیل نموده است ،شاید اگر کارواش در قالب یک مجموعه چند قسمتی ساخته میشد بهتر میتوانست به هدف غایی خود نزدیک شود.
خبرنگار: علیرضا بیاتی










